تبليغاتX
My Web Site (mit student)

(mit student)

.........................................................

دیری ست که چیزی ننوشتم و هیچ به صرافت نوشتن نیافتاده بودم!!!آری نوشتن و از خویشتن خویش بارویی پی افکندن.................................مرا تا کنون آرزویی جز این نبوده است!!!!!!!نوشتن،سهش ورجاوندی از فرزان خود به زندگی را برایم به ارمفان میاورد.چونی اش را نمیدونم و از دانستن نیز هوده ایی نمیبرم،تنها باشندگی اش فرنود ای بی چون و چرا برای باور است!!!!!!!!!!!باوری برای نوشتن؛اما نوشتن نیز دیگر روی گذشته خود را در من ندارد،سیاق نوشتن،یا بهتر بگم مفهوم نوشتن استحاله عحیبی در من داشته است،نوشتن از آوردن مطالب به روی کاغذ به غور رسی خاموش در انزوای بیکرانگی سکوت ذهن، بدل شده است.......................




+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/20ساعت 22:48  توسط آرشام  | 

نوشتن و از مرز های وجود گذر کردن

                              مرا تا به حال،هراسی جز این نبوده است!

اما شاید هراس من به یکباره

زندگی در سرزمینسیت که بهای زنده بودن افزون بر زندگی باشد!!!!!!!!!!!

                    من از نهایت شب

حرف میزنم؛

جایی تهی از تاریکی؛

و غرق در اوهام روشنایی؛

                                              من به تاریکی ایمان دارم و به عدم.......

باری گران تر از هیچ بر خود نگذارده ام

     و در جستجوی گودالی عمیق روزگار می گذرانم؛

گودالی که میدانم خود را در آن گم کرده ام؛

گودالی به ژرفا ایی  تهی از واقعیت.

آیا در گیر یه هیچ بزرگم؟

         

+ نوشته شده در  جمعه 1390/06/25ساعت 16:48  توسط آرشام  | 

مردی که خوش را گم کرد

«اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد، ستارهٔ من باید دور، تاریک و بی‌معنی باشد-شاید من اصلاً ستاره نداشته‌ام!» (بوف کور)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/31ساعت 16:43  توسط آرشام  | 

ذهن مجنون

خواستم یه عنوانی برای این نوشته بذارم،اما دیدم که نمیتونم!شاید چون اصلا عنوانی ندارد؛شاید خودم هم از عنوان خالی شدم...........

مدتی مدید مشود که چیزی نگذاشتم تو این وبلاگ،بعضی وقت ها به صرافت نوشتن می افتم،اما نیرویی مرا باز می دارد،برای چه؟چرا مینویسی؟مخاطب میخوای؟اصلا چیزی داری که بنویسی؟اصلا مخاطبی هم داری............

گاهی سهش این را داری که باید بنویسی،چیزای مهمی توی ذهنت جاری اند،اما وقت نوشتن،به جای پاره کردن صفحات کاغذی،دکمه بک اسپیس............

اما این روزا بیش از پیش عجیبن،یه حس آزادی در قفس دارم؛انگار دستان باز است و به همان اندازه ناتوان.....

از نوشته هایی که نه شروع دارند و نه پایان؛ خوشم میاد.........حالا یه عنوان به ذهنم مغشوشم خطور کرد،اما انگار این عنوان نه شروع دارد و نه پایان


+ نوشته شده در  شنبه 1390/05/22ساعت 0:13  توسط آرشام  | 

رند عالم سوز را با مصلحت بينى چه كار        كار ملكست آن كه تدبير و تامل بايدش
تكيه بر تقوى و دانش در طريقت كافريست        راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش
با چنين زلف و رخش بادا نظربازى حرام        هر كه روى ياسمين و جعد سنبل بايدش
نازها زان نرگس مستانه اش بايد كشيد        اين دل شوريده تا آن جعد و كاكل بايدش
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند        دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
اى دل اندر بند زلفش از پريشانى منال        مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش
كيست حافظ تا ننوشد باده بى آواز رود
عاشق مسكين چرا چندين تجمل بايدش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/09ساعت 23:54  توسط آرشام  | 

گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کــــــــــــارم

همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم

به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام   

                              خون دل عکس برون می‌دهد از رخسارم

پرده مطربم از دست برون خواهد بـــرد

                                        آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم

پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

                                                      تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن  

                                                             از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم

دیده بخت به افسانه او شد در خواب

                                                                    کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم

چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید

                                                                         با که گویم که بگوید سخنی با یارم

دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا

                                                                                 بجز از خاک درش با که بود بازارم

+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/23ساعت 23:53  توسط آرشام  | 

آیین نامه معافیت پزشکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/11/28ساعت 12:40  توسط آرشام  | 

کامبوچا ,قارچ یا تجمع باکتریهاومخمرها ؟

 

كامبوجا ,  همزیستی باكتریها و مخمرها که به "قارچ کامبوچا یا کومبوچا" معروف است .
نوشابه کومبوچا فرآورده تخمیری است که توسط قارچ کومبوچا تولید می شود . یکی از ترکیبات مهم آن که در سم زدایی از بدن و جلوگیری از سرطان نقش مهمی دارد اسیدگلوکورونیک است .  گروهى از پزشکان و پژوهشگران براساس شواهد و آزمایش‌هاى انجام شده بر روى نوعى قارچ به نام ”کومبوچا“ اعلام کرده‌اند که این قارچ به‌دلیل ترکیبات خاص و دارا بودن ”اسید گلورونیک“ نه تنها مانع از سرطانى شدن سلول‌ها مى‌شود بلکه رشد سلول‌هاى سرطانى را نیز متوقف مى‌سازد. علاوه بر این، قارچ کومبوجا عاملى مؤثر در جلوگیرى از سکته‌هاى قلبى شناخته شده و به اعتقاد پزشکان که اثرات این قارچ را بر روى افراد مختلف مورد مطالعه قرار داده‌‌اند ”کومبوجا“ همان اکسیر حیات بخشى است که دستیابى به آن همیشه آرزوى بشر بوده است. زیرا مصرف آن از ریزش موها، چین و چروک پوست و سخت شدن رگ‌ها، مفاصل و عضلات که از علایم بالا رفتن سن و پیرى است جلوگیرى مى‌کند.   
 در واقع با مصرف ”کومبوجا“ طول دوران جوانى افزایش مى‌یابد و زمان پیرى دیرتر فرا مى‌رسد. پژوهشگران و پزشکان براى اثبات این نظریه به طول عمر افراد در مناطقى که در آنجا به‌طور سنتی، قارچ کومبوجا به‌صورت محلول در نوعى نوشیدنى استفاده مى‌شود اشاره مى‌کنند. آنها مى‌گویند: بسیارى از کسانى که در مناطق کوهستانى قفقاز یا مناطق روستائى سیبرى مانند ”یاکوتایا“ در اوکراین، تبت یا اسپانیا زندگى مى‌کنند بیشتر از یکصد سال سن دارند و یکى از دلایل این طول عمر استفاده از قارچ ”کومبوجا“ است. البته پزشکان این موضوع را نیز نادیده نمى‌گیرند که شرایط اقلیمى و ژنتیکى نیز در این مورد نقش عمده‌اى دارد.   
 اگرچه ”کومبوجا“ نوعى قارچ است اما در واقع به شکل نوشیدنى مورد مصرف قرار مى‌گیرد، یک نوشیدنى ساده که ترکیبى است از چاى معمولى و شکر که با استفاده از قارچ کومبوجا تخمیر شده و ساختار شیمیائى آن تغییر کرده است. گزارش‌هاى علمى بسیارى که تاکنون دربارهٔ قارچ کومبوجا نوشته شده است نشان مى‌دهد که نوعى ”آنتى‌بیوتیک قوی“ در ترکیب قارچ کومبوجا وجود دارد که وجود آن باعث مى‌شود مواد زائد و سموم بدن دفع شود. به عقیدهٔ پزشکان این مواد در فرآیند شیمیائى بدن نقش مهمى ایفاء مى‌کنند آنها معتقد هستند چاى کمبوجا یک مادهٔ غذائى مکمل به حساب مى‌آید که مصرف آن سیستم دفاعى بدن را تقویت کرده و موجب جلوگیرى از بیمارى‌ها مى‌شود.  


ادامه مطلب را بخوانید...

بر گرفته از وبلاگ           
                   
       

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/11/07ساعت 8:52  توسط آرشام  | 

شنبه یک شنبه دو شنبه
+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/26ساعت 19:52  توسط آرشام  | 

اگر میخواهی که خبر خوشی بشنوی بخوان!!!!!!!!!!!!!!

متن زیر برای من ایمیل شده است؛خواندنش خالی از لطف نیست!هنوز که برای من اعتبارش ثابت نشده!به احتمال زیاد برای اینکه مردم را به خواندن سخنان نغز دالایی لاما ترغیب کنند،این ترفندو به کار بستند......

این بار سومی است که من این ایمیل رو فوروارد میکنم. دو دفعه ی پیش واقعا به فاصله ی کوتاهی اتفاق بسیار خوبی واسم افتاد. به همین دلیل اینبار هم با کمال میل دستورشو اجرا میکنم. من جای شما بودم امتحانش میکردم

 
 
 

کارمای نیك


 این مطلب، نوشتهای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما برای سال 2008 تنظیم کرده است.
 خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش
تر از یکی دو دقیقه وقت نمیگیرد. متن باید حداکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلاً خرافاتی
نباشید و به این حرف ها دل ندهید.

1-    به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.

2-    وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3-    این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیت
پذیری در برابر کارهایی که کردهای.

4-    به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.

5-    اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.

6-    به خاطر یک مشاجرهی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.

7-    وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.

8-    بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

9-    چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را بهسادگی در برابر آنها فرومگذار.

10-     به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11-     شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.

12-     زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

13-     در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.

14-     دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.

15-     با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

16-     سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.

17-     بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

18-     وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.

19-     در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

اگر میخواهی زندگیات عوض شود، این نوشتار را به دستکم 5 نفر برسان.

تا 4 نفر: زندگیات به مرور بهتر خواهد شد.

5 تا 9 نفر: زندگیات آنسان که وفق مراد توست، خواهد گشت.

10 تا 14 نفر:  شما دستکم سه خبر خوش نامنتظر در سه هفتهی آینده خواهید شنید.

15 نفر و بیشتر: زندگی شما به نحوی چشمگیر و بیرون از انتظار دگرگون خواهد شد و کارها همه آنسان که دوست میداری، خواهد شد.

این پیام را همین جوری رها نکنید.

این نوشتار را باید حداکثر تا 96 ساعت از دستان شما خارج شود.

شما خبر خوش نامنتظری دریافت خواهید نمود.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/09/12ساعت 16:13  توسط آرشام  |